در شرایطی که اقتصاد ایران زیر بار سیاستهای کلان ویرانگر، تحریمهای ساختاری و فساد نهادینهشده در حال فروپاشی کامل است، دستگاههای حکومتی و نهادهای وابسته به کانونهای قدرت برای جبران کسری بودجه و تداوم ماشین سرکوب، به تاراج عریان منابع طبیعی و محیط زیست کشور روی آوردهاند.
نمونه بارز این دستبرد سیستماتیک، فعالیتهای مخرب معدنی در محدوده کوه مادپتی تفتان است که در روزهای اخیر با تخریب گسترده این کوهستان، تغییر شکل طبیعی قله، انباشت پسماندهای سمی و انفجارهای پیدرپی، فاجعهای جبرانناپذیر را رقم زده است.
از منظر تحلیل اقتصادی و سیاسی، این پروژه نمونهای کلاسیک از «توسعه نامتوازن و رانتی» در مناطق حاشیهای ایران است. حاکمیت با اعطای امتیازات بهرهبرداری به شرکتهای وابسته به نهادهای امنیتی و نظامی، بدون کوچکترین اعتنا به ارزیابیهای زیستمحیطی یا منافع جوامع بومی، ثروتهای بیننسلی را به ثمن بخس حراج میکند.
لرزشهای ناشی از انفجارهای معدنی، پوشش گیاهی و باغهای منطقه را نابود کرده و خطر خشک شدن چشمهها و قنوات را به عنوان شریانهای حیاتی کشاورزی و زندگی دهها هزار شهروند بلوچ رقم زده است.
ادعای دروغین «اشتغالزایی و توسعه منطقهای» که همواره دستاویز رانتخواران برای توجیه این تخریبهاست، نقابی بیش برای پنهان کردن منافع کوتاه مدت باندهای قدرت نیست.
در نظام سیاسی متمرکز و رانتپرور کنونی، محیط زیست بلوچستان و زیستبوم تفتان به قربانیانی بیدفاع در برابر ماشین مکندهی ثروتی تبدیل شدهاند که بهای بقای خود را از جیب نسلهای آینده و نابودی پایههای حیات بومی منطقه تأمین میکند.


Leave a Reply