جامعه پزشکی ایران که روزگاری نماد رفاه و اعتبار اجتماعی بود، امروز در چرخدندههای بحران معیشتی و سیاستهای ویرانگر اقتصادی حکومت خرد شده است.
گزارش تکاندهنده روزنامه «شرق» در ۱۹ مهر ۱۴۰۵ پرده از واقعیت تلخی برداشت که سالهاست وزارت بهداشت و نهادهای حکومتی از اعتراف به آن ابا دارند: بیش از ۵۰ هزار پزشک عمومی (معادل ۳۵ درصد کل پزشکان کشور) عطای طبابت را به لقایش بخشیدهاند و برای گذران زندگی به مشاغلی چون مسافرکشی با تاکسیهای اینترنتی یا پرستاری از سالمندان روی آوردهاند.
محمدرضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی، با اشاره به تعرفههای تحمیلی و غیرواقعی خدمات درمانی، میانگین درآمد ماهانه پزشکان عمومی را کمتر از ۴۰ میلیون تومان اعلام کرد؛ رقمی که در برابر هزینههای نجومی اداره یک مطب، جوک تلخی بیش نیست.
فاجعهبارتر اینکه تعرفه خدمات پزشکی در کشورهایی همچون پاکستان و هند بین ۸ تا ۱۰ برابر ایران است و کشورهای حوزه خلیج فارس سفرههای رنگینتری برای پزشکان ایرانی پهن کردهاند.
نتیجه این سیاستهای خصمانه، کوچ دستهجمعی نخبگان پزشکی و تعطیلی زنجیرهای کلینیکها در شهرهای کوچک و مناطق حاشیهای است. هشدار صریح نظام پزشکی گویای این حقیقت است که اگر روند فروپاشی فعلی ادامه یابد، ایران در دهه آینده با کمبود شدید پزشک و بینهایت فارغالتحصیلِ خانهنشین و سرخوردده مواجه خواهد شد؛ ارمغان شوم استبداد برای سرمایههای انسانی این مرزوبوم.


Leave a Reply