جمهوری اسلامی در سالهای اخیر استفاده از پابندهای الکترونیکی را به عنوان جایگزینی برای حبس مطرح کرده است، اما واقعیت پنهان این است که این ابزار در مناطقی چون سیستان و بلوچستان، به ابزاری برای شکنجه خاموش، فرسایش جسمی و نابودی معیشت زندانیان تبدیل شده است. وضعیت اسفناک «مهران حملی»، زندانی بلوچ، پرده از این شکنجه مدرن برمیدارد.
مهران حملی، جوان اهل شهرستان سرباز کلات، پس از تحمل شش ماه حبس در شرایط دشوار زندان، اکنون نزدیک به یک سال است که دوران محکومیت شش ساله خود را با پابند الکترونیکی میگذراند. اما این پابند نه ابزاری برای آزادی نسبی، بلکه غل و زنجیری است که زندگی او را فلج کرده است.
گزارشهای دریافتی از منابع نزدیک به خانواده وی حاکی از آن است که خرابی مداوم این دستگاه و عدم توانایی آن در نگهداری شارژ، مهران را مجبور کرده تا بهصورت شبانهروزی به پریز برق متصل باشد. این محدودیت فیزیکی مطلق، در کنار آسیبهای شدید پوستی و خشکی مفاصل ناشی از استفاده طولانیمدت از دستگاه، توانایی راه رفتن و کار کردن را از او سلب کرده است.
ابعاد انسانی این فاجعه زمانی دردناکتر میشود که بدانیم این جوان بلوچ، پدر سه فرزند است و اکنون به دلیل این شرایط، در تامین بدیهیترین نیازهای معیشتی خانوادهاش به بنبست رسیده است. از سوی دیگر، فقدان خدمات پشتیبانی برای این دستگاهها در منطقه محروم سرباز و ناتوانی مالی مهران برای سفرهای مکرر به زاهدان جهت تعمیر دستگاه، او را در یک چرخه باطل و زجرآور گرفتار کرده است.
با وجود پیگیریهای مکرر خانواده، مقامات قضایی و سازمان زندانها در سکوتی معنادار فرورفتهاند؛ سکوتی که نشان میدهد آزار مضاعف زندانیان عقیدتی و عادی در مناطق حاشیهنشین، نه یک خطای اداری، بلکه بخشی از سیاست ارعاب و تحقیر سیستماتیک است.


Leave a Reply