روز چهارشنبه دهم تیرماه ۱۴۰۵، مدرسه فرهنگ تهران میزبان مراسم تشییع و بزرگداشت «زهرا حداد عادل» بود. اما آنچه این مراسم را به سوژهی گمانهزنیهای گستردهی سیاسی تبدیل کرد، حضور نیافتن «مجتبی خامنهای»، همسر متوفی و جانشین فعلی صندلی رهبری بود؛ غیبتی که پرده از بحرانها و پنهانکاریهای عمیق در رأس هرم قدرت جمهوری اسلامی برمیدارد.
مراسم با حضور «غلامعلی حداد عادل» (پدر زهرا) و خوانده شدن دلنوشتهای از سوی «محمدباقر حسینی خامنهای» (فرزند مجتبی) برگزار شد. با این حال، صندلی همسرِ متوفی خالی ماند.
رسانههای حکومتی با سانسور کامل این غیبت بزرگ، تنها به پوشش حضور دوستان و همکاران متوفی (که از او به عنوان یک معلم یاد شده) بسنده کردند.
این مراسم بیش از چهار ماه پس از مرگ علی خامنهای برگزار میشود. مجتبی خامنهای که بلافاصله پس از مرگ پدر در روندی غیرشفاف و فرمایشی به عنوان رهبر جدید معرفی شد، در تمام این چهار ماهِ حساس، در یک غیبت مطلق فرو رفته است.
تاکنون حتی یک پیام ویدئویی، یک فایل صوتی یا یک سخنرانی عمومی از سوی او منتشر نشده است.
اکنون، عدم حضور او در مراسم تشییع همسرش، افکار عمومی و ناظران سیاسی را با پرسشهایی اساسی مواجه کرده است:
آیا رهبر جدید توانایی حضور در مجامع عمومی را ندارد؟
آیا اختلافات درونی و جنگ قدرت در «بیت» به حدی بالا گرفته که او مجبور به زندگی در ایزولهی کامل امنیتی است؟
یا اینکه مجتبی خامنهای صرفاً یک ویترین برای کنترل قدرت توسط حلقهای از فرماندهان سپاه و امنیتیهاست؟
غیبت در سوگ همسر، آن هم در فرهنگ سیاسی و مذهبی ایران، اتفاقی نیست که بتوان آن را با مشغلههای کاری توجیه کرد.
این رویداد نشان میدهد که جمهوری اسلامی در فاز جدید و پساخامنهای خود، نه تنها با بحران مشروعیت در جامعه، بلکه با بحران شفافیت و ثبات در تاریکخانهی رهبری خود دست و پنجه نرم میکند.


دیدگاهتان را بنویسید